جبر جغرافیایی، یک موضوع بین رشته ای! است که از ارتباط جبر و جغرافیا پدید آمده است!

چهارشنبه 13 اسفند 1393  06:05 ب.ظ

جبر جغرافیایی، یک موضوع بین رشته ای! است که از ارتباط جبر و جغرافیا پدید آمده است!!


یک شاعر (!) در این زمینه می فرماید: "این که زاده ی آسیایی رو، می گن جبر جغرافیایی!"


اما: برو خدا رو شکر کن که توی زیمبابوه به دنیا نیومدی! ظاهرا زیمبابوه کشوری آفریقایی هست در جنوب انگلستان!!! و از معدود کشورهایی است که بهره بانکی در آن از ایران بیشتر یعنی حدود 975 درصد است! تازه، زیمبابوه که خوبه...


به قول حافظ: روزی اگر غمی رسدت تنگدل مباش، رو شکر کن مباد که از بد بتر شود! (می دونید که حافظ تا حدی "شیرازی" بوده، و یک ضرب المثل شیرازی هست که می گه: "عمو ولش" یعنی "عمو ولش کن!" و این ضرب المثل آن قدر موثر است که حتی کلمه سوم خودش را هم حذف می کند!)


و به قول شاعر دیگه:  گر شور و شری هست حریصان جهان را ؛ خرم دل قانع که ز هر شور و شری رست! (اینم یک راه حل ساده هست)


و اون یکی شاعر: مرو به هند و بیا با خدای خویش بساز، به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است! (البته من زیاد با این شاعر موافق نیستم، فقط چون در ارتباط با جبر جغرافیایی بود عرض کردم!)


و رودکی (شاعر نابینا) می فرماید: زمانه پندی آزادوار داد مرا / زمانه را چو نکو بنگری همه پند است / به روز نیک کسان گفت تا که غم مخوری / بسا کسا که به روز تو آرزومند است 


نظر بنده این هست:

به جای خوردن غصه ی چیزهایی که قابل تغییر نیستند، انرژیمون رو صرف "بهتر کردن چیزهای قابل تغییر" بکنیم.


گر که با شادی و گر با غصه و غم بگذرد

هرچه آید بر سرِ فرزندِ آدم بگذرد

گر هزاران فرصتِ نیکت دهد این روزگار

قدر آن وقتی بدانی کاخرین دم بگذرد

گر چو سیمرغت پَرِ همت بُوَد در بند، کِی؟

گر چو مرغت بالِ همت نیست، آن هم بگذرد

(بهزاد پاکروح ؛ از کتاب "قصه عشق" ؛ انتشارات اندیشه سرا)


نوشته شده توسط: بهزاد پاکروح | آخرین ویرایش:یکشنبه 17 اسفند 1393 | نظرات() 

پنجشنبه 14 اسفند 1393 01:24 ق.ظ
جنوب انگلستانو خوب اومدی! این که زاده اسیایی رو هم خوب اومدی زیمبابوی رو هم خوب اومدی اصلا همشو خوب اومدی!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر